بررسی وضعیت بازار دارايي فكري يك سال پس از راهاندازي
روي تابلوي بورس قيمت شركتهاي پتروشيمي، سهام بانكها، شركتهاي سيمان و فولاد بالا و پايين ميشوند، عددها و شاخص بورس در افت و خيزند و هر تغييري روي تابلو، نبض سهامداران و كارگزاران بورس را تند و كند ميكند. در اين ميان بازاري بيهياهوتر و آرامتر در بخش فرابورس هم دارد آرام و آهسته به حياتش ادامه ميدهد، يك سالگي را رد كرده و حالا تازه دارد راه رفتن را تمرين ميكند. بورس ايده يا همان بازار دارايي فكري محل خريد و فروش فكرها و اختراعات است، تا امروز ٤٦ اختراع در فهرست اين بازار جا گرفتهاند؛ آماده براي فروش.
از «لواشك رب گوجهفرنگي» و «خطكش تو در تو» گرفته تا «داروي گياهي درمان آنتيهموروئيد» و «سامانه هوشمند تشخيص ٦ مختصات همزمان بر مبناي فناوري شبكه امواج نوري نامرئي». فهرست ٤٦ تايي ايدهها در گوشهاي از سايت شركت فرابورس ايران نشستهاند در انتظار، تا كسي از راه برسد، دست به جيب شود كه ((اين ايده چند؟))
از زمان راهاندازي بورس ايده تاكنون دو طرح توانستهاند از ليست انتظار درآيند و براي خود خريداري پيدا كنند. ايدههايي كه مانند هر اختراع يا فكر بكر ديگري اگر بخواهد سر از ليست فرابورس درآورد بايد مراحل بسياري را پشت سر بگذارد.
پيش از هر چيز ايدهها يا در قالب اختراع يا برندها (نامهاي تجاري) و طرحهاي صنعتي در اداره ثبت مالكيت صنعتي به ثبت برسند. پس از آن بايد از ميان يكي از شركتهاي كارگزار و مشاور سرمايهگذاري يكي را برگزينند تا در چم و خم فروش ايده واسط و راهنمايشان باشند.
مسوول بازار دارايي فكري يكي از همين شركتهاي كارگزاري در خصوص مراحل پذيرش يك ايده به »اعتماد» ميگويد: «به محض اينكه صاحب يك ايده طرحش را عرضه ميكند پارك فناوري پرديس كه به عنوان دبير پاركهاي فناوري به عنوان مرجعي در اين حوزه شناخته ميشود از اداره ثبت مالكيت صنعتي استعلام ميگيرد و پس از احراز ثبت ايده، مخترع يا مبتكر براي دفاع از طرح خود دعوت ميشود و در صورتي كه قابليت تجاريسازي طرح به تاييد برسد كار ما براي پيدا كردن خريدار آغاز ميشود. «
اما تعداد مخترعان و مبتكراني كه از اين هفت خوان به سلامت ميگذرند با نسبت تعداد كساني كه هر روز براي فروش ايده خود به شركتهاي كارگزار مراجعه ميكنند چندان زياد نيست.
رضا محمدي در اين باره ميگويد: » تعداد مراجعان براي فروش اختراعات و طرحها بسيار زياد است. راستش خيلي از كساني كه به اينجا ميآيند فكر ميكنند ايده بكري دارند و تاكنون كسي جز آنها به فكر توليد چنين چيزي نيفتاده، در ميانشان طرحهاي عجيب و غريب هم هست تا جايي كه بتوانيم كمك ميكنيم چون بيشتر اين مخترعان دستشان به هيچ جا بند نيست اما اگر به اين نتيجه برسيم كه مثلا شركت ما براي چنين ايدهاي نميتواند به هيچ صورت سرمايهگذار پيدا كند آن را رد ميكنيم. «
اما سود حاصل براي شركتهاي كارگزار كه با عنوان «مشاور عرضه» در فهرست فرابورس ثبت شدهاند از اين واسطهگري چقدر است؟
محمدي ميگويد: «سهم كارگزاران خيلي ناچيز است ما تاكنون مشاور هر دو طرح فروخته شده در اين بازار بودهايم. دومين اختراعي كه به فروش رسانديم يك باربند نرم خودرو بود كه به قيمت ٥٠ ميليون تومان فروخته شد. از اين ميزان سههزارم درصد ارزش معامله ميشود حق عرضه و متعلق به فرابورس است، ما هم نزديك به ٣٠ يا ٤٠ هزار تومان هزينه كارهاي دفتر را گرفتيم.»
رقم ٣٠ هزار تومان آن هم براي شركتهاي كارگزار بورس و مشاوران سرمايه بيشتر شبيه شوخي است، سوال اين است كه چرا برخي از شناختهشدهترين كارگزاريها اين شوخي را وارد برنامه كاري خود ميكنند؟ آيا اجباري براي حمايت از اين بازار تازه تاسيس وجود دارد؟
محمدي در پاسخ ميخندد: «نه لزوما اجبار نيست، من هم دقيقا نميدانم! اما خب اين به نگاه مديران هر شركت كارگزاري برميگردد. همه ميگويند كه اين كار اصلا به دردسرش نميارزد اما مثلا مدير شركت ما سياستش ورود به اين بازار و فعاليت در اين حوزه است.» به گفته محمدي تهيه اين طرح بنا بر اينكه تا چه ميزان وارد جزييات شود و برنامه چندساله ارايه دهد و براي چه طرحي ارايه شود از ٥ تا ١٠٠ ميليون تومان هزينه دارد.
مخترع: باز هم به اين بازار برميگردم/ خريدار ايده: دفعه بعد با حساب و كتاب بيشتري عمل ميكنم
«استارتر هوشمند» و «باربند نرم خودرو» دو محصولي هستند كه در بورس ايده به فروش رفتهاند. مبتكر ايده باربند متولد سال ٥٩ است و فارغالتحصيل مهندسي مكانيك دانشگاه علم و صنعت.
وقتي كه اواخر سال ٩٢ از طرف شركتي كه خودش مديرعاملي آن را بر عهده دارد ايدهاش را به ثبت رساند هنوز اسمي از بورس ايده به ميان نبود، سه ماه بعد از طريق شركت كارگزار با آن آشنا شد، همان اوايل كار بازار ميثم مرشدي يكي از نخستين كساني كه نامش رفت در ليست انتظار ميگويد: «انتظارم خيلي طولاني نشد، البته سه ماه براي طي مراحل اداري و تكميل مدارك زمان گذاشتيم اما فروش ايده خيلي سريع انجام شد.»
به نظر ميرسد مرشدي از تجربهاي كه در بازار نوپا داشته كاملا راضي است اما گويا همه به اندازه او خوش اقبال نبودهاند، به نظر او دليل موفقيت طرح باربند نرم اين بود كه اين طرح «كمتر پيچيده» و «بيشتر تجاري» بود. قيمت ٥٠ ميليون تومان هم از نظر او منطقي است. همانگونه كه نماينده شركت كارگزاري گفت، هزينه وساطت اين شركت برايش بسيار ناچيز بوده و به نظرش همه اين شرايط باعث شده تا بازار رقابتي خوبي به وجود بيايد تا ايدهپردازان بدون پول بتوانند جايي را براي فروش طرح و ابتكاراتشان داشته باشند. البته اگر بختي كه همراه او بود با آنها نيز ياري كند.
سوي ديگر همه اين معادلات از فرابورس و بازار ايده گرفته تا شركتهاي كارگزار و مخترعان و مبتركان بدون شك سرمايهگذار و خريدار است، همان كسي كه بايد از راه برسد و براي خريد ايده دست به جيب شود. خريدار باربند خودرو يكي از همين افرادي است كه از راه رسيده و يكي از دو مورد موفق خريد و فروش در بورس ايده را رقم زده است.
هرچند يكي از دلايل انجام اين معاملات گويا قول مسوولان براي ارايه تسهيلات به خريداران و فروشندگان ١٠ طرح اول معامله شده در اين بازار بوده است. دارا پرواس ميگويد كه يكي از اصليترين دلايل خريد اين ايده از جانب او همين وعدهها بوده است: «من البته هميشه به دنبال ايدههايي هستم كه از آنها خوشم بيايد و به نظرم جالب باشند و براي همين اين ايده را پسنديدم، اما خب يك دليل عمده ديگر هم اين بود كه به ما گفتند به ١٠ خريد و فروش اولي كه در اين بازار انجام شود وام تعلق ميگيرد.»
اين حرفي است كه مرشدي هم در ميان صحبتهايش به آن اشاره كرده بود اما مبلغ وعده داده شده چقدر بوده است؟
پرواس ميگويد: «معاونت علمي و فناوري رياستجمهوري كه اين بازار را راهاندازي كرده، گفته بود كه به اندازه ٧٠درصد هزينههاي توليد عمده محصول به ما وام قرضالحسنه ميدهند اما بعد از معامله گفتند كه اين مبلغ ٧٠ درصد ارزش معامله است يعني مثلا ٣٥ ميليون تومان كه البته همان را هم هنوز ندادهاند. ما با سرمايه خودمان حدود ٣٠٠ نمونه از اينباربند را توليد كردهايم كه از همين تعداد ١٠٠ عددش هم فروخته شده اما اگر قرار به كار تجاري باشد بايد سرمايه خيلي بيشتري داشته باشيم تا بتوانيم به صورت گسترده اين كار را توليد كنيم و بعد هم توان تبليغات را داشته باشيم. خريداران به اين زودي به محصولي كه براي نخستين بار توزيع ميشود اعتماد نميكنند.»
باربندي كه از آن سخن ميرود همان كارايي باربندهاي معمولي را دارد با اين تفاوت كه تركيبي است از پارچه و برزنت، نصبش به قول پرواس «دو دقيقه زمان ميبرد.» و كارآيي راحتي دارد و ميتواند به آساني در صندوق عقب خودرو جا بگيرد. در معامله اين ايده خريدار و فروشنده با هم ملاقات كردهاند، توضيحات را به هم دادهاند و دست آخر معامله سر گرفته است، فروشنده حالا هر كدام از نمونههاي توليدي را بر اساس همان طرح تجاري كه برايش طراحي شده و با احتساب نيروي انساني، زمان و سود به مبلغ ٢٠٠ هزار تومان عرضه ميكند.
يكي از دو سرمايهگذاري كه تا به حال از بازار ايده خريد كرده است هم به نظر از عمل خود راضي ميآيد اما نه كاملا راضي:» من باز هم براي جستوجوي فكرها و ايدهها به بازار ايده سر ميزنم و دلم ميخواهد كه روي اينگونه طرحها سرمايهگذاري كنم اما دفعه بعد حتما با حساب و كتاب بيشتري وارد عمل و مطمئن ميشوم كه خودم بايد از طريق يك سرمايهگذار ديگر يا شرايطي بهتر وارد عمل شوم. چون الان ايدهاي را خريدهام كه روي وامش هم حساب باز كرده بودم اما عملا تاكنون همه كار را با هزينه شخصي پيش بردهام كه به سطح توليد انبوه نميرسد.
سودگران ايده در بخش فرابورس بدون تابلوهاي پر از عدد و رقم به كار خود مشغولند، صف ايدهها دارد در اين سمت از بازار روي هم انباشته ميشود، ايدههايي در انتظار خريدار و بازاري كه هر چند با قدمهاي آهسته اما سرانجام دارد به سمت ارزشگذاري و تعيين قيمت فكرهاي نو گام برميدارد، حال اين فكر نو ممكن است لواشك باشد، ممكن است لگوي يك كافه باشد يا محلول منعقدكننده آكواكلين در خطوط توليدي محصولات سلولزي.







