ثروت بر پايه دانش پايدار ميماند
در گفتوگو با دكتر محمود شيخ زينالدين معاون نوآوري و تجاريسازي فناوري رياستجمهوري مطرح شد
بنياد ملي نخبگان سازماني ايراني است كه به شناسايي، جذب و پشتيباني مادي و معنوي از نخبگان ميپردازد. اما از آنجايي كه عموما مخترعان كارآفرينان خوبي نيستند در اين حوزه نياز به مشاورههاي مختلفي دارند. از سوي ديگر نقش مهمي كه علم و دانش بر عهده دارد نقشآفريني در عرصه اقتصاد است كه زمينه بروز قدرت و ثروت را فراهم ميكند. در اين راستا به ساختمان معاونت علمي رياستجمهوري رفتيم و با دكتر محمود شيخ زينالدين، معاون نوآوري و تجاريسازي فناوري رياستجمهوري به گفتوگو نشستيم كه از نظرتان ميگذرد.
*فلسفه وجودي شركتهاي دانشبنيان براي شهروندان و حتي نخبگان كشورآشكارنيست. دراين رابطه توضيح بفرماييد كه آيا رويكردشركتهاي دانشبنيان اقتصادي است ياسياسي؟
شركتهاي دانشبنيان رويكرد سياسي نداردند چرا كه شركت جايي است كه در آن فعاليت اقتصادي انجام ميشود. براي توضيح اين موضوع بايد قدري به عقب برگشت. سالها است كه بودجه كشور با درآمد حاصل از استخراج نفت تامين ميشود و اين در حالي است كه وابستگي به نفت توان و اتكا به تواناييهاي خودمان را كاهش ميدهد. به همين دليل سايركشورها در تلاش هستند تا ارزش افزوده حاصل از منابع نفتي را كاهش دهند. اقتصاد دانشبنيان به عنوان يك مفهوم اقتصادي در حوزه علم و فناوري فعاليت ميكند. به اين معنا كه با كسب درآمد از مسير علم و فناوري زمينه رشد اقتصادي كشور را فراهم كنيم. و اين دقيقا روشي است كه در دنيا غالب شد تا كشورها از طريق يافتههاي علم و فناوريشان براي ايجاد درآمد به عنوان موتور توسعه كمك بگيرند.
ماده اوليه براي پيشبرد اقتصاد دانشبنيان دادههاي پژوهشي و فناورانه است به بارت ديگر ميتوان گفت دادههاي پژوهشي و فناورانه شرط لازم براي ورود به اين حوزه اين است تا محصولات و خروجيهاي علمي، پژوهشي و فناورانه داشته باشيم، اما تنها اين مورد كافي نبود. بلكه محصولات توليد شده بايد به بازار عرضه شود در چنين شرايطي افراد يا گروههايي ميتوانند محصولات را به بازار عرضه كند كه هم به لحاظ علمي و هم مهارتهاي كسب و كار در شرايط ايده آلي باشند. در نهايت به كليت اين مجموعه شركت دانشبنيان گفته ميشود. در واقع شركت دانشبنيان كوچكترين سلول اجتماعي در اقتصاد دانشبنيان است كه فعاليت اقتصادي مبتني بر علم انجام ميدهد يا به عبارت ديگر شركتهاي دانشبنيان هويت حقوقي هستند كه از افرادي تشكيل شدهاند كه همزبان بازار و تجارت را ميدانند و هم به لحاظ علمي و فناوري به موضوع فعاليتشان اشراف كامل دارند. هر چند كه بخش عمدهاي از اقتصاد كشور به نفت اختصاص دارد و تنها بخش كوچكي از آن را شركتهاي دانشبنيان تامين ميكنند.
هماكنون كشور به يك درد مزمن دچار شده است به اين معنا كه فرد يا گروه اقتصادي بايد توانمنديهاي علمي، كسب و كارانه و تجاري را به صورت همزمان داشته باشد در حالي كه قرار گرفتن اين دو توانايي در كنار هم در شرايطي كه به صورت يك حركت مفيد مطرح باشد تاكنون محقق نشده است. در چنين شرايطي فعاليت شركتهاي دانشبنيان ميتواند كليد حل اين مشكل بزرگ يا مرحمي براي اين درد باشد.
*خروجيهاي پژوهشي و بازار يابي و بازارسازي را به عنوان دو محور اصلي براي فعاليت شركتهاي دانشبنيان مطرح كرديد. در كدام حوزه مشكلات بيشتري احساس ميشود؟
بر اساس يك طبقهبندي دقيقتر شركت دانشبنيان بايد هم فعاليتهاي علمي و فناورانه داشته باشد و هم توان بازار يابي و تجارت. از آنجايي كه اينها شروط لازم و كافي براي يكديگر هستند بدون وجود هر كدام از اين دو فعاليت اين شركت مختل ميشود.
با نگاه عملياتي و اجرايي يك شركت دانشبنيان موفق بايد اين دو محور را در يك راستا پيش ببرد اما زماني توليدات علمي ارزشمند ميشود كه توان تجاري كردن آنها وجود داشته باشد. نكته حايز اهميت اين است كه مشكلات علمي و فناوري كشور مرتفع شده در حالي كه مشكلات حوزه بازار يابي به قوت خود باقي است. البته اين به معناي بينيازي و استغناع كشور از نظر رشد علمي نيست چراكه هيچ كشوري نميتواند چنين ادعايي داشته باشد. در حوزه ثبت مقالات علمي جايگاه ۱۵ تا ۱۷ جهان را داريم اما در راستاي تجاريسازي همين مقالات رتبه ۸۰ را در جهان داريم. اين آمار و فاصله نشان ميدهد امروزه تجاريسازي در حوزه علم و فناوري از اولويتهاي اول ماست. البته اين به معناي غفلت از فاز اول نيست. چرا كه چاپ مقالات علمي در علوم پايه و تحقيقات كاربردي و توسعهاي مانند آب پشت سد ميماند كه اگر نباشد آبي براي توزيع نيست. از سوي ديگر توانمنديهاي كسب و كارانه حكم كانالهايي را دارند كه آب ذخيره شده را به مزرعه ميرسانند. فقدان هر كدام از اينها رسيدن به هدف را مختل ميكند. ما درمعاونت علمي رياستجمهوري تلاش ميكنيم با روشن كردن اهميت اين دو براي صاحبان علم و فناوري، توجه شركتهاي دانشبنيان را علاوه بر جنبههاي علمي و فناوري به جنبههاي كسب و كارانه هم متمركز كنيم.
*آيا شركتهاي دانشبنيان اين پتانسيل را دارند كه بتوانند جايگزين مناسبي براي اقتصاد متكي به نفت باشند؟
در شرايط كنوني خير. چرا كه ورود به اين حوزه را خيلي دير آغاز كردهايم. در شرايط كنوني جايگزينهاي مناسبي براي اقتصاد متكي به نفت نداريم. اگرتصميم داشته باشيم كه درآمدهاي نفتيمان را جايگزين كنيم كاملا واضح است كه در چه حوزههايي ميتوانيم سرمايهگذاري كنيم. البته سهم شركتهاي دانشبنيان در اقتصاد ملي در شرايط كنوني ديگر يك انتخاب نيست بلكه اجبار و الزام زيست محيطي است چرا كه و رود به ساير حوزههاي صنعتي عواقب زيست محيطي براي كشور دارد و به نوعي به زير ساختهاي زيست محيطي مانند آب و انرژي احتياج دارد در حالي كه كشور با بحران اين منابع روبهرو است. در تصديق اين گفته ميتوان به استانهايي اشاره كرد كه در دهه ۶۰ صنعتي شدن را آغاز كردند و اكنون از اين انتخاب پشيمان هستند چرا كه مشكلات عمومي كه ساير استانها به آن مواجه هستند در اين استانها هم وجود دارد مضاف بر اينكه مشكل زيست محيطي و آلودگي هم دارند.
بنابراين ورود شركتهاي دانشبنيان يك الزام زيستمحيطي و واقعيت اقتصادي است. امروزه با وجود فارغالتحصيلان بيكار بايد بر نيروهاي انساني سرمايهگذاري كرد هرچند كه در كشور فرايند تبديل پول به علم كه همان تحقيق است با موفقيت انجام ميشود اما در فرايند تبديل علم به ثروت كه همان تجاريسازي در حوزه فناوري است ناكام بودهايم. در چنين شرايطي باز تاكيد ميكنم كه اقتصاد دانشبنيان يك انتخاب نه بلكه الزام و اجباري است كه در اسناد بالادستي همچون سند چشمانداز توسعه، برنامه پنجم توسعه، پيشنويس برنامه ششم توسعه وسياستهاي ابلاغي مقام معظم رهبري در حوزه اقتصاد مقاومتي و قوانين دايمي كشور مانند قوانين حمايت از شركتهاي دانشبنيان يا رفع موانع توليد به آن اشاره شده است. علاوه بر اينها تاسيس شركتهاي دانشبنيان جهت رفع مطالبات جدي متخصصان و دانشگاهيان و در راس هرم نظام به كرات مورد تاكيد قرار گرفته است. با تمام اين تفاسير نميتوان گقت اقتصاد دانشبنيان سهم بزرگي در اقتصاد ملي دارد چرا كه براي ورود به اين عرصه مشكلات جدي وجوددارد كه بايد آنها را مرتفع كرد. يكي از اين مشكلات عدم تقاضا براي كالاهاي دانشبنيان در داخل كشور است و اين در حالي است كه ايجاد درآمد براي شركتهاي دانشبنيان ميتواند بقايشان را تضمين كند هر چند ميدانيم صادرات كالاهاي دانشبنيان نيازمند روابط بينالملل قوي است. با تحقق اين امر نه تنها زمينه صادرات براي كالاهاي داخلي فراهم ميشود بلكه دانش و فناوري داخل را ميتوان با استانداردهاي جهاني ارتقا بخشيد. البته نظام ملي نوآوري براي توجه به اين مشكلات تدوين شده است. اين نظام داراي زير نظامهايي است كه يكي از آنها زير نظام مالكيت فكري است. امروزه افراد بسياري كه ايدهها و افكار جديدي دارند از اعتماد كافي براي مذاكره برخوردار نيستند. نظام ملي نواوري داراي زير نظام ديگري به نام زير نظام استاندارد است. امروزه زماني كه شخصي محصول دانشبنيان توليد ميكند بايد از سازمانهاي مختلفي مجوز بگيرد كه تعداد اين مراجع بسيار زياد است. نه تنها طي كردن اين فرايند زمان بر و خستهكننده است بلكه تحميل هزينههاي سنگين به سازنده و سپس شركت در مناقصه براي شخصي كه ريسك توليد كالايي را براي بار اول ميپذيرد بسيار دشوار است. در اين راستا معاونت علم و فناوري رياستجمهوري ارتقاي سهم علم و فناوري را در توسعه كشور كه توسط شركتهاي دانشبنيان محقق ميشود را وظيفه اصلي خود ميداند به همين دليل مهمترين برنامهاي كه هماكنون دنبال ميكنيم ايجاد بازار براي شركتهاي دانشبنيان است هر چند كه رسيدن به اين هدف مستلزم ارتباط با دستگاههاي مختلف است.
*از بروكراسي اداري صحبت كرديد كه براي همه اقشار جامعه به ويژه براي نخبگان ازاردهنده است. آيا لازم است در امور مربوط به نخبگان هم اين بروكراسي را رعايت كرد؟
تاكنون اقتصاد كشور به صورت سنتي اداره شده و در كليه قوانين بيمه، ماليات، دارايي و بانكها نمود دارد و سالها به اين شيوه فعاليت كردهاند اما اكنون ميخواهيم در بستري كلاسيك و سنتي فعاليت اقتصادي مدرن انجام دهيم در حالي كه به روند آن اشنا نيستيم. اعمال چنين تغييراتي بسيار زمان بر است به همين دليل معتقديم توسعه مبتني بر دانش و اقتصاد دانشبنيان علاوه بر تاكيد به امور علمي پديدهاي اقتصاد – اجتماعي است. البته ساير امور اداري كشور نيز براي چنين فعاليتهايي آماده نيست. هرچند كه دليل ديگري نيز براي طولاني شدن بروكراسي اداري در مسائل مربوط به نخبگان وجود دارد و آن عدم عينيت و غيرملموس بودن ادعاي نخبگان است. به همين دليل مكانيزم بررسي كالاي توليد شده با ساير فعاليتهاي اقتصادي متفاوت است همين امر بروكراسي اداري در اين حوزه را طولانيتر ميكند. اگر توانمنديهاي علمي و كسب و كارانه افراد به درستي مورد ارزيابي قرار نگيرد احتمال اينكه با افراد مدعي بسياري در اين حوزه روبهرو شويم تقويت ميشود، پس لزوم غربالگري تخصصي در حوزه علم و دانش بيش از ساير حوزهها احساس ميشود. ما نيز تمام تلاشمان را به كار ميگيريم تا فعاليت شركتهاي دانشبنيان را به سمت يك فعاليت اقتصادي طبيعي هدايت كنيم. زماني ميتوان به پيشرفت اقتصاد دانشبنيان اميدوار بود كه اصل كار را به عهده مردم بگذاريم و مشخص شود كه دولت در تمام حوزههاي اقتصادي به ويژه اقتصاد دانشبنيان پاروزن است يا سكاندار؟ اگر بنا باشد دولت پارو زن مسير باشد قطع به يقين به نتيجه نميرسيم. اما اگر تصميم داريم كشور را از بيماري بروكراتيك رها كنيم بايد تصميم بگيريم تا نقش دولت هر چه بيشتر كمرنگتر شود. متاسفانه افرادي كه محصولي را توليد ميكنند خواهان خريداري دولت هستند تا بخش خصوصي و اين آغاز مشكلات است چرا كه دولت خريدار خوبي نيست از سوي ديگر دولتي بودن اقتصاد مشكل بزرگي است كه تلاش ميكنيم آن را به حد اقل برسانيم. امروزه به لحاظ برنامهاي و الزامات مربوطه، اقتصاد دانشبنيان محور اساسي فعاليتهاي دولت تدبير و اميد است.
* فعاليتهاي مهم معاونت علمي رياستجمهوري در سال ۱۳۹۳ چه بوده است؟
قانون حمايت از شركتهاي دانشبنيان كه در سال ۱۳۸۹ تدوين شده بود و به دليل برخي اختلاف نظرها ميان وزارت علوم و فناوري وقت با معاونت علمي رياستجمهوري اجرايي نشده بود در سال جاري به همت معاونت علمي و اغاز به كار دبيرخانه تشخيص صلاحيت شركتهاي دانشبنيان اجرايي شدن اين قانون جدي شد. سال گذشته تعداد شركتهاي دانشبنيان كه صلاحيتشان تاييد شده بود انگشت شمار بود اما هماكنون صلاحيت بيش از ۱۲۰۰ شركت دانشبنيان به تاييد رسيده است كه دستاورد بزرگي است. البته بخش عمدهاي از اين اقدامات به وسيله كارگزاران در بيرون از معاونت اتفاق افتاده است كه ساماندهي و شناسايي اين كارگزاران و تبيين فرايندها كار دشواري بود كه با موفقيت صورت گرفت. از سوي ديگر دولت، صندوق نواوري و شكوفايي را با اختصاص ۱۰۰۰ ميليارد تومان فعال كرده است. اين صندوق يك نهاد تامين مالي با قابليت سرمايهگزاري در شركتهاي دانشبنيان است كه در تاريخ تاسيس اين شركتها اختصاص چنين اعتباري بيسابقه بوده است. ايدههايي كه در گذشته قابل بررسي نبود هماكنون به همت صندوق نوآوري و شكوفايي قابليت اجرا دارند. البته صندوق مطابق اساسنامه مصوب مكلف شده تا از توجيهپذيري اقتصادي طرحها اطمينان حاصل كند. صندوق بخش دولتي تامين مالي بلاعوض نيست اما مطابق اساسنامهاي كه به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است مكلف است منابع مالي خود را در راستاي حمايت از ايدههاي اقتصادي صرف كند. از ديگر اقدامات معاونت علمي رياستجمهوري برگزاري دومين دوره نمايشگاه داخلي ساخت محصولات آزمايشگاهي است. در استراتژي اين نمايشگاه نكته مهمي وجود دارد. در ۳۶ سال گذشته اقداماتي نظير توسعه آموزش عالي و تحصيلات تكميلي، رشد پژوهش و تاسيس مراكز رشد معطوف به عرضه خروجيهاي علمي و محصولات دانشبنيان بوده است اما تاكنون اقدام جدي در جهت ايجاد تقاضا براي محصولات دانشبنيان نداشتهايم به همين دليل با انباشتي از خروجيهاي پژوهشي تجاري نشده مواجه هستيم. در اين نمايشگاه به توليدكننده وعده داديم تا در هنگام فروش محصول ۴۰ در صد از هزينهها را ما تامين كنيم و با اين شيوه بازار را براي خريد محصولات دانشبنيان تحريك كنيم.
با استراتژي تقاضا براي محصولات دانشبنيان موفق شديم بالغ بر ۱۰۰۰ ميليارد تومان پيش فاكتور درخواست خريد محصولات آرمايشگاهي دريافت كنيم اما با توجه به اعتبارات موفق نشديم از حدود ۱۰۰ ميليارد آن حمايت كنيم. دستاوردهاي اين نمايشگاه باعث شد تا در نمايشگاه سال ۱۳۹۴ ضمن طبقهبندي از محصولاتي حمايت كنيم كه فناوري بالاتري دارند.
از ديگر اقدامات صورت گرفته تعريف جايزه تجاريسازي فناوري دانشگاهها است. با اين معنا كه اگر عضو هيات علمي دانشگاهي موفق شد محصولي را تجاريسازي كند ۵۰ درصد از سود حاصله را به دانشگاه اختصاص دهيم. البته معتقديم ۱۰ الي ۱۵ درصد اعضاي هيات علمي دانشگاهها توان حضور در فرايند تجاريسازي و روحيه كارآفريني را دارند اما با نگاهي كه به فعاليتهاي تجاري اين افراد ميشد شان و جايگاه آنان به خطر ميافتاد. در صورتي كه بيكاري فارغالتحصيلان بيكار يكي از چالشهاي اصلي كشور است و حضور چهرههاي علمي در فضاي كارافريني ميتواند بسيار گرهگشا باشد. نخستين مطالبه دانشجويان بعد از فارغالتحصيلي اين است كه در فضاي متناسب با ظرفيت و تواناييهايشان مشغول به كار شوند از آنجايي كه دولت نيز سالانه ظرفيت محدودي براي استخدام دارد پس وجود شركتهاي انش بنيان با حضور اساتيد دانشگاهي ميتواند راهحل مطمئني براي رفع اين مشكل باشد.
البته نه تنها آييننامه اين اقدام تدوين شده بلكه به مرحله اجرا هم رسيده است و تاكنون دو دانشگاه صنعتي شريف و علوم پزشكي تهران در نخستين مرحله موفق به كسب اين جايزه شدند.
*آيا علوم انساني هم در برنامهريزيهاي معاونت علمي جايگاه قابل توجهي دارد؟
علوم انساني براي ما بسيار مهم است اما متخصصان اين حوزه بايد كمك كنند تا اين حوزه را براي اقتصاد كشور معنيدار كنند. از انجايي كه سالانه ۵۰۰ ميليارد تومان سوغات زايران مشهد مقدس را كشور چين تامين ميكند علوم انساني ميتواند با ورود به حوزه نگرش سنجي از شهروندان، جلوي چنين اقداماتي را بگيرد وموضوع و سناريوي خوب براي انيميشنها و فعاليت در حوزه IT توليد كند. همچنين مشكلات پيچيده اجتماعي كه در حال حاضر وجود دارد به دست متخصصان علوم انساني رفع ميشود. هر حوزهاي كه بتواند ارزش آفريني كند و احساس نياز را در جامعه به وجود آورد قطعا مورد توجه معاونت علمي قرار ميگيرد. متخصصان اين حوزه بايد مدلهايي را پيشنهاد كنند كه در پيدا كردن جايگاه مناسب براي علوم انساني موثر باشد. البته معاونت علمي رياستجمهوري در اين حوزه فعاليتهايي داشته است. در معاونت توسعه علمي ۱۳ ستاد توسعه فناوري راهبردي داريم كه يكي از آنها ستاد فناوريهاي نرم است كه عمده فعاليت آنان در حوزه علوم انساني و هنر است.
*به نظر شما حمايتهاي نامشروط و نامتعارف ميتواند زمينههاي رانتخواري و رانت جويي را فراهم كند؟ رويكرد معاونت علمي رياستجمهوري در اين حوزه چگونه است؟
معاونت علمي رياستجمهوري نيز در اين حوزه نگراني جدي دارد. زماني كه كار سهل ميشود يا به قولي حمايتها نامتعارف ميشود حضور متقاضيان غيرمرتبط و ناآشنا نيز در اين حوزه افزايش مييابد. براي جلوگيري از اين پديده در اعطاي تسهيلات دقت لازم صورت ميگيرد. همكاران ميكوشند تا هر نوع ارايه تسهيلات و خدمات قاعدهمند صورت بگيرد. دبيرخانه تشخيص صلاحيت شركتهاي دانشبنيان در اين زمينه بسيار نقش مهمي دارد چرا كه اين گروه صلاحيت افراد و گروهها را براي دريافت خدمات دانشبنيان تاييد ميكند.
*اينكه شما معاون تجاريسازي شدهايد به اين معناست كه تاكنون كالاهاي اين حوزه تجاري نشده بود يا در نظر داريد عمق و ژرفاي بيشتري به اين موضوع بدهيد؟
تشكيل معاونت نوآوري، تجاريسازي و فناوري به اين معني نيست كه تاكنون كالاهاي توليد شده در اين حوزه تجاري نشده است و قرار نيست اتفاق خيلي خاصي هم در اين حوزه بيوافتد، بلكه تشكيل معاونت نوآوري، تجاريسازي و فناوري در حوزه توسعه سياست اقتصاد دانشبنيان سياستهايي پيشنهاد دهد و با پيگيريهاي لازم زمينه فعاليت شركتهاي دانشبنيان و ساير كنشگران اين عرصه را فراهم كند و در نهايت به ايجاد درآمد براي شركتهاي دانشبنيان بيانجامد. بهشدت پيگير هستيم تا براي شركتهايي كه فعاليت نوآورانه يا فناورانه قابل توجهي دارند بازار ايجاد كنيم. با سازمان ملي استاندارد و سازمانهاي تحقيقاتي كشور وارد مذاكره و بحث شدهايم. هدف ما اين است تا اگر فعاليتي در دولت و دانشگاهها وجود دارد به بازار و مراكز خصوصي راه پيدا كند. براي مثال درباره تجهيزات پزشكي پيشرفته آييننامهاي تدوين شده است و نمونه اوليه آن پيشخريد شد تا اطمينان خاطري جهت ادامه فعاليت براي سازنده ايجاد شود. از ديگر اقدامات معاونت نوآوري، تجاريسازي و فناوري برگزاري سالانه، نمايشگاه «از علم تا عمل» بوده است. اين جشنواره طي برگزاري در دورههاي گذشته به بلوغ رسيده است تا جايي كه در اسفند سال گذشته در شرايط متفاوتي برگزار شد. به اين معنا، شركتهايي كه حد اقل يك محصول را به فروش رساندهاند مجوز حضور در جشنواره را كسب كردند. در حالي كه در سالهاي گذشته افراد محقق و مراكز تحقيقاتي هم ميتوانستند در جشنواره شركت كنند با اين هدف كه در يك فضاي جدي كسب و كارانه فعاليت اقتصادي كنيم. مساله اين جشنواره صرفا علمي نيست بلكه رويكرد اقتصادي و كسب و كارانه نيز دارد. به همين منظور هم عنوان جشنواره را از علم تا عمل انتخاب كرديم. معاونت علمي رياستجمهوري نيز وظيفه دارد با شناسايي اين شركتها آنان را به سرمايه گزاران معرفي كند. در جشنواره اخير ۶۰۰ شركت از ۳۰ استان حضور داشتند و با همكاري وزارت كشور استانداريها به صورت مستقيم ۲۰ شركت برتر هر استان را معرفي كرده و در نهايت با معرفي سه شركت برتر استان خود به مسابقه ملي راه پيدا كنند. با اين اقدام غيرمتمركز بودن فعاليتهاي معاونت علمي و عدم دخالت در انتخاب شركتهاي برتر را به اثبات رسانديم. اقدام مهمي كه در اين جشنواره صورت گرفت سرمايهگذاران، بانكها و شركتهاي تامين سرمايه و ساير سازمانهاي كه ميتوانند سرمايهگذاري خطر پذير داشته باشند همچون بنياد ملي مستضعفان و ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره) و اعضاي اتاق بازرگاني به جشنواره دعوت شدند با اين هدف كه جشنواره علم تا عمل به محلي براي مذاكره شركتهاي دانشبنيان و سرمايهگذاران تبديل شود. تامين شرايط و زمين بازي براي كنش كنشگران اين حوزه به عهده ما بود كه با برگزاري اين جشنواره تا حد زيادي اهدافمان محقق شد. اين جشنواره را عرصهاي براي تعامل صاحبان ايده و انديشه با سرمايهگذاران ميدانيم.
*شركتهاي دانشبنيان دقيقا چه كالاهايي توليد ميكنند كه براي امروز و فرداي ايران و در برنامههاي كوتاه و بلندمدت منافعي براي كشور به همراه داشته باشد؟
دانشبنيان بودن يك شركت به محصولي كه توليد ميكند و خدماتي كه ارايه ميدهد بستگي دارد چرا كه اين موضوع كاملا نسبي است. با رشد تكنولوژي و تغيير نيازهاي افراد به فراخور زمان كالايي كه امروزه به عنوان كالاي دانشبنيان شناخته ميشود ممكن است طي چند سال آينده اين ويژگي خود را از دست بدهد. البته فهرست كالاهاي دانشبنيان در سايت اين مركز موجود است اما در كل كالايي كه علاوه بر نو و جديد بودن به لحاظ علمي قابل دفاع باشد را ميتوان كالاي دانشبنيان ناميد.
*و اما سخن پاياني...
مطابق آيه شريفه إِنّالله لا يُغيِّرُ ما بِقومٍ حتّى يُغيِّروا ما بِأنفُسِهِم (خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتي) را تغيير نميدهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند)
اگر ميخواهيم آينده روشني براي فرزندانمان رقم بزنيم بايد با اراده از اقتصاد نفتي دوري كنيم. اگر مردم بر چنين خواستي اراده كنند سياستگذار و مجري بر مسند تصميمگيري قرار ميگيرد كه او نيز چنين هدفي داشته باشد. زماني كه ۷۵ ميليون ايراني براي دريافت يارانه ثبتنام ميكنند معنايش اين است كه ما همچنان آماده فاصله گرفتن از اقتصاد نفتي نيستيم. همچنين شرايط فعلي كشور ايجاب ميكند توجه به اقتصاد دانشبنيان را جدي بگيريم. ضمن تبيين اين موضوع بايد گفتمان غالب كشور گفتمان علمي و فناوري باشد در غير اينصورت در آيندهاي نزديك با مشكلاتي بيش از آنچه با آن روبهرو هستيم مواجه خواهيم شد.
منبع: ساعت 24







